
میر حسین موسوی ، اصلاح طلب یا اصولگرا ؟
در وادی سیاست گویا هر نامحتملی را میتوان محتمل پنداشت ، در پیش بینی های انتخابات دهم ، به اعتبار تجارب ادوار گذشته هریک از جناحهای سیاسی ، گمانه زنیهای خود را در ابهامات و اما و اگراعلام داشتند شاید هردو جناح راست و چپ و یا اصولگرا و اصلاح طلب محوریت سید محمد خاتمی را با نگاههای خاص خویش اذعان نمودند ، بگونه ای که نظر سنجیهای اولیه نیز این موضوع را تأیید مینمود ، اما فراز و فرود خاتمی در این برهه کوتاه به گزینه نا محتمل میر حسین موسوی منتهی گردید
حضور جدی آخرین نخست وزیر دهه اول انقلاب از جهاتی تحلیل های متفاوتی را به ظهور رسانید ، ازیکطرف جناح اقتدار گرا که ابتدا طرح نامحتمل حضور میرحسین را باعتبار تجربه رفتارسیاسی نامبرده در دو دهه گذشته تعمدآ و با هدف منصرف نمودن خاتمی ازحضور درعرصه انتخابات دهم بزرگنمائی میکرد ، اکنون با تناقضی ناخواسته و آشکار مواجه گردیده ، چرا که اگر اورا نیروی جرگه اصولگرایان قلمداد نماید ، تجربه عملکرد نا منعطف دوران نخست وزیری اش آنان را از طمع جهت دهی سیاسی و سهم خواهی خویش نا امید ساخته است، بنابراین در وادی خوف و رجا و لا علاج سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را برگزیده است .
از طرف مقابل نیز تند روهای جرگه اصلاح طلبی نیز مشی اعتدال گرای میرحسین را مانعی برای دستیابی به بلند پروازیهای خویش می بیند و از اینکه خاتمی وادی انتخابات دهم را دراین برهه حساس علیرغم آراء تعیین کننده اش به چهره ای نا منعطف برای همراهی و سهم گیری واگذار نموده عملآ ناخرسند خواهند بود .
آنچه دراین میان و در غوغای سیاست سالاری وسیاسی اندیشی مغفول و کم رنگ مینماید و اراده ای بر بزرگنمائی بحق آن تعلق نمیگیرد مشی کریمانه و سیاست اخلاقمدار خاتمی دراین برهه ازتاریخ است که باعتقاد یاران صدیق او و آنان که دل در گرو مکرمت اخلاق خاتمی دارند تا اقتدارسیاسی او :
« خاتمي عرصه ي سياست را اخلاق مدارنه مديريت نمود و در اين ميان البته اهل مهر و داد بود . او خُـلق كريم را براي خَـلقي عظيم عرضه نمود تا صد گمان در خاتميتش از ميان بر جهد . او ، آينه ي مومنان است . روي او از آلودگي در امان است . بايد سيماي مسلماني خود را در آينه ي ايمان خاتمي ببينيم و در آن خس و خاشاك ناپاك را بزدائيم . خاتمي قطب صاحب رائي است كه در عرصه ي سياست و ديانت ، هادي بعضي و بعضي را مظل است . خاتمي تخم زفت بد بيني و بد گماني را از ذهن و زبان ما ربوده است . او نه از اهتمام به دين ناشناسان و قشر فروشان طرفي بسته تا اگر از كثرت آراي دگر انديشانه در غالب شريعت نقد و تقريظي رود به شگفت آيد و نه آنچنان به انغمار در فقاهت غرق است كه قفل و كليد فرو بسته ي دين را نه با اعجاز اصلاح كه با جهاز سلاح بگشايد
او فرهنگ مداري است كه عمري را در پاكي و چالاكي گذارند و خرقه ي سياست را به مي اخلاق شستشو نمود . گزافه نيست اگر بگويم كه خاتمي ابهام آميز ترين انگاره ي تيره و مغشوش در فضاي ذهن رقيبان اصلاحات است . هنوز حلاوت آمدنش كام ملت را معطر و مطرا نكرده بود كه از هر سو به خاك معركه ديوي لعين فتاد . راست گفته اند كه كلام پاك در دلهاي كور فرو نمي رود اگر چه كفش كژ در پاي كژ فرو مي رود . معاندان انديشه ي خاتمي هفت سوراخ نفاق را از خاك فراق پر كرده اند . ذهن و زبان خاتمي از اصل كينه و كين تهي است . شايد از اين حيث كسي جز او آنان را به چالش نكشيده باشد . با خاتمي هر مذمت و سرزنشي بر حلقه ي اصناف اهل هنر و ادب خاتمت است . كلام و استدلال و حجم قابل توجهي از اعتقادات خاتمي بيانگر خاتمتي در عرصه ي سياست است . گويي جمهوري اسلامي در آينده ي پيش روي خود كاري جز اصلاحات ندارد . خاتمي مبداء حركت و شروع فكر ماست . اگر نگويم فيلسوف ، مصرانه مي گويم كه در آداب و ادب مقدم است و اگر نگويم استاد دين و معرفت و حكمت و عرفان ، هدايتي است كه به عقل آميخته است . خاتمي از آن جهت گوناگون است كه اصل ضرورت مدارا و مديريت را بر تمام گستره ي حاكميت تسلط داد و هرگز از روي دغدغه ي هويت سياسي و تعلق خاطر بدان ، مسائلي كه مبتني بر حب و بغض سياسي بود را اجتماعي و مذهبي جلوه نداد و به واقع " قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله " است .
محروم اگر شدم ز سر كوي او چه شد كــز غمگسـار خــود سخـن ناسـزا شنيد
يارب كجاست محرم رازي كه يك زمان دل شرح آن دهد كه چه گفت و چه ها شنيد»(1)
امابه دنبال تصمیم خاتمی ، عاقلان وادی سیاست مناسب ترین چهره این دوره حساس را (صرف نظراز عوامل دخیل درنتایج انتخابات) میرحسین موسوی میدانند و آنچه خاتمی رانیز برای انصراف متقاعد و اعلام نمود آن است که:«میرحسین موسوی برای ایجاد تغییردر شرائط کنونی شایستگی لازم را دارد»
موسوی را صرف نظر از چارچوبهای تحلیلی اصلاح طلب و یا اصولگرا باعتبارموفقیتهای مدیریتی دوران هشت ساله نخست وزیری میتوان مصداق فردی با نگرش اصلاح طلبی وپایگاه اعتقادی اصولمدارتوصیف نمود که تغییرات مورد انتظار خاتمی راکه خود ازتکمیل نمودن آن باز ماند ، میتواند قرین توفیق گرداند ، چرا که نه اقتدارگرایان میتوانند اورا با انگ و برچسب «غرب گرا و دل درگرو دشمن» ازمیدان بدر کنند و نه تند روهای وادی اصلاح طلبی میتوانند بر روی او برای اجرای پروژه ساختارشکنی و عبور از نظام حساب باز نمابند
اما اینکه میر حسین موسوی علیرغم دو دهه سکوت وبه تعبیری قهر با عالم سیاست جاری در شرائط کنونی عزم خود را برای اجرای این تغییر جزم نموده ازمسائلی است که سوژه سؤالات و ابهاماتی از سوی هردو جناح را فراهم نموده است و در یک نگاه خوشبینانه و یا معتدل میتوان گفت سیاستتمدارکهنه کاری چون او علیرغم میل باطنی اش تا احساس خطر جدی برای مسیر و کیان نظام نمینمود تن به این چرخش سیاسی نداده و خود را در مظان اتهام و ابهام قرار نمیداد .
--------------------------------------------
(1)-توصیف داخل گیومه به نقل از وبسایت طربناکانه


