تبليغاتX
اسرارقلم


نمود جهت گیری های سیاسی خاص ، درکارنامه عملکرد صدا و سیما که عنوان «رسانه ملی» نیز به آن اطلاق میگردد ، بر کسی پوشیده نیست .

در ضرورت بی طرفی صدا و سیما (به عنوان اصلی ترین نهاد فرهنگ ساز ) در عرصه گرایش های سیاسی متفاوت و رایج در صحنه های سیاسی باید گفت چنانچه واقعیت این تکثر و گرایش ها و جهت گیریهای سیاسی متفاوت مورد پذیرش است ، به حکم عقل و عدل و ضرورت اعتبار و اعتماد عامه ، لحاظ این بی طرفی در رسانه ملی اعتبار عمومی آن را محفوظ خواهدداشت .

 اما ظاهرآ شدت علاقه سیاستگذاران این رسانه به تبلیغ نظرات شخصی ، این ضرورت را مغفول داشته تا آنجاکه در عرصه های حساس همچون انتخابات که چشمان بیدار ، بیتاب تر از هر زمان این تغافل را رصد مینمایند ، نمود این جفای آشکار به اعتبار رسانه ملی را عیان تر از هر زمان می نماید .

مطابق قوانین مصرح انتخابات طرح افراد کاندیدای انتخابات بدون لحاظ حقوق سایرین ،امری غیرقانونی میباشد که ظاهرآ انتساب سیاستگذاران صداو سیمابه کانونهای قدرت، رصد این تخلفات آشکار از ناحیه چشمهای بیدارملت رابه هیچ انگاشته و یا شعور آنان را به استهزاء گرفته است تا آنجائی که طرح شعارهای آقای احمدی نژاد که رسمآ به عنوان کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری اعلام حضور نموده  تحت پوشش اخبار دست اول در کلیه شبکه ها و نوبت های متوالی ، ضرورت حفظ اعتبار و اعتماد به رسانه ملی را تحت الشعاع قرار داده است

شاید توجیه صدا و سیمائیان این باشد که قوانین مذکور ، مربوط به ایام تبلیغات آزاد کاندیداها میباشد اما آیا اعلام رسمی کاندیداتوری افراد و برنامه های مرتبط با آنان که صداو سیما نیز خود تحت عنوان گرم نمودن تنور انتخابات در آن می دمد عذری برای لاپوشانی این تخلف آشکار برجای میگذارد و یا آنکه مردم را باید به این ضرب المثل احاله داد که : « قانون خوب است اما برای دیگران »...

دراین رابطه سوالات زیر نیاز به پاسخ دارد :

1- آیا رئیس قوه مجریه در شرائط حساسی همچون انتخابات ملزم به رعایت قوانین میباشد و یا استثنائآ بایداز امتیاز برخوردار باشد .

2- آیا ایام انتخابات را میتوان به مراحل رسمی و غیر رسمی (و یا جدی و شوخی) تقسیم نمود و برای هرمرحله قوانین مرتبط با آنها وضع نمود.

3- آیا رسانه ملی متعلق به عموم مردم است و یا ....

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت 23:34 |


تقدیم به معلمان که در ترنم باران بهاری و در غوغای چکاوک و قناری

ندایشان شیواتر و رساتر از هر صدائی است (برگ سبزی است تحفه درویش ، چه کند بینوا ندارد بیش )

من نی بریده از نیستانم

 با نفیرم سوزان و نالانم

در پی وصل یارانم

بجز این نتوانم نتوانم

من سهیل صبحگاهانم

سوی خورشید رهنمای کاروانم

راهنما بر پیر و جوانم

بجز این نتوانم نتوانم

من همان چلچله گرمسارانم

با پیام شکوفه در بهارانم

دارم نشان از باد و بارانم

بجز این نتوانم نتوانم

من آن گردبادپیچان طوفانم

جهنده بر دشت و دمانم

برنده خس و خارانم

لحظه ای درنگ و تأمل ندانم

بجز این نتوانم نتوانم

من همان موج روانم

قطره را به دریا رسانم 

من از آنِ آن بیکرانم

بجز این نتوانم نتوانم

من همان تیر اندر کمانم

شوریده آرش داده فرمانم

مرزها گشودن گشته آرمانم

بجز این نتوانم نتوانم

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 0:25 |

انتخابات دهم ریاست جمهوری در فاز جدید ، وارد حساسیت نوینی گردیده که درآن دو مقوله اصلاح طلبی و اصولگرائی ، نیازمند بازتعریف و تبیین مفهوم و تعیین مصداق جدید می نماید . جمعی از اصولگرایان و یا به تعبیری همان محافظه کاران سابق چنین وانمود مینمایند که جناح مقابل آنان از اصول ، مغفول مانده و بنای بر ساختار شکنی به نفع بیگانگان را دارند و با این تبیین عوامفریبانه تلاش خود رادر جهت حفظ و بقای بر قدرت مضاعف نموده و در تخریب شخصیت هائی که خود پایه گذار آن اصول در نظام موجود بوده اند به هر وسیله ای متوسل میگردند .

از منظر اصلاح طلبان ، اصلاح طلبی ، غفلت از اصول نبوده بلکه به اعتقاد آنان اصرار بر بقای معیارهای ناکارآمد ، مانع توسعه و پیشرفت امور بوده و آن اصول و معیارها را نیازمند بازنگری و اصلاح میدانند .

شعارها و وعده های انتخابتی تحقق نایافته دولت نهم از جمله : وعده آوردن نفت برسفره های مردم ، وعده اعلام اسامی مراکز و باندهای مافیای اقتصادی و تحقق عدالت و مهرورزی ... از موارد برگرفته ازدیدگاه منتسب به اصولگرائی است که در یک دوره کاری چهار ساله علیرغم بهره مندی از مواهب و پشتوانه هائی همچون حاکمیت یکدست و بالاترین درآمد نفتی در تاریخ حیات نظام جمهوری اسلامی ، ناکارآمدی این دیدگاه را به اثبات رسانیده است .

در این رابطه از علل و عوامل مؤثر در این عدم توفیق را میتوان وابستگی این دیدگاه و نگرش به عقبه ای فکری و ذهنی دانست که ناکارآمدی آن در کوران انقلاب آزمایش شده و در زمان حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز بایکوت گردیده بود ،که تلاش دولت نهم دراحیای این دیدگاه به روش آزمون و خطا این ناکارآمدی را اثبات مجدد نمود .

اما برتری اصلاح طلبی مبتنی بر اصولمداری میرحسین که در بحرانی ترین شرائط کشور بامقایسه شاخص های اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی به اثبات رسیده مبتنی به نگرشی اعتقادی است که اصالت آن به عنوان اصول انقلاب مورد تأیید صاحبان اندیشه ای است که به دور از طمع به مناصب حکومت و قدرت از پشتوانه ای مردمی نیز برخوردار میباشند .

اینجاست که دیدگاه میرحسن موسوی را باید نماینده تفکری دانست که با پشتوانه اعتقادی آزموده  و غیر وابسته به مبانی فکری ذهن گرا ، برای تحقق اصلاحاتِ مبتنی بر اصول میتواند مورد اعتماد واقع گردد .   

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 15:28 |


Powered By
BLOGFA.COM