تبليغاتX
اسرارقلم


بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد

خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد

ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد

به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد

گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت

همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد

سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌ رقصی

به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد

که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد

همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی

بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد

صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق

که هر برگی به ره باری چو تیغ آبدار آمد

ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو

به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد

ببین کان لک لک گویا برآمد بر سر منبر

که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد

فرا رسیدن سال نو بر همه دوستان اهل قلم مبارک باد

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 0:7 |

میر حسین موسوی ، اصلاح طلب یا اصولگرا ؟

در وادی سیاست گویا هر نامحتملی را میتوان محتمل پنداشت ، در پیش بینی های انتخابات دهم ، به اعتبار تجارب ادوار گذشته هریک از جناحهای سیاسی ، گمانه زنیهای خود را در ابهامات و اما و اگراعلام داشتند شاید هردو جناح راست و چپ و یا اصولگرا و اصلاح طلب محوریت سید محمد خاتمی را با نگاههای خاص خویش اذعان نمودند ، بگونه ای که نظر سنجیهای اولیه نیز این موضوع را تأیید مینمود ، اما فراز و فرود خاتمی در این برهه کوتاه به گزینه نا محتمل میر حسین موسوی منتهی گردید

حضور جدی آخرین نخست وزیر دهه اول انقلاب از جهاتی تحلیل های متفاوتی را به ظهور رسانید ، ازیکطرف جناح اقتدار گرا که ابتدا طرح نامحتمل حضور میرحسین را باعتبار تجربه رفتارسیاسی نامبرده در دو دهه گذشته تعمدآ و با هدف منصرف نمودن خاتمی ازحضور درعرصه انتخابات دهم بزرگنمائی میکرد ، اکنون با تناقضی ناخواسته و آشکار مواجه گردیده ، چرا که اگر اورا نیروی جرگه اصولگرایان قلمداد نماید ، تجربه عملکرد نا منعطف دوران نخست وزیری اش آنان را از طمع جهت دهی سیاسی و سهم خواهی خویش نا امید ساخته است، بنابراین در وادی خوف و رجا و لا علاج سیاست یکی به نعل و یکی به میخ را برگزیده است .

از طرف مقابل نیز تند روهای جرگه اصلاح طلبی نیز مشی اعتدال گرای میرحسین را مانعی برای دستیابی به بلند پروازیهای خویش می بیند و از اینکه خاتمی وادی انتخابات دهم را دراین برهه حساس علیرغم آراء تعیین کننده اش به چهره ای نا منعطف برای همراهی و سهم گیری واگذار نموده عملآ ناخرسند خواهند بود .

آنچه دراین میان و در غوغای سیاست سالاری وسیاسی اندیشی مغفول و کم رنگ مینماید و اراده ای بر بزرگنمائی بحق آن تعلق نمیگیرد مشی کریمانه و سیاست اخلاقمدار خاتمی دراین برهه ازتاریخ است که باعتقاد یاران صدیق او و آنان که دل در گرو مکرمت اخلاق خاتمی دارند تا اقتدارسیاسی او :

« خاتمي عرصه ي سياست را اخلاق مدارنه مديريت نمود و در اين ميان البته اهل مهر و داد بود . او خُـلق كريم را براي خَـلقي عظيم عرضه نمود تا صد گمان در خاتميتش از ميان بر جهد . او ، آينه ي مومنان است . روي او از آلودگي در امان است . بايد سيماي مسلماني خود را در آينه ي ايمان خاتمي ببينيم و در آن خس و خاشاك ناپاك را بزدائيم . خاتمي قطب صاحب رائي است كه در عرصه ي سياست و ديانت ، هادي بعضي و بعضي را مظل است . خاتمي تخم زفت بد بيني و بد گماني را از ذهن و زبان ما ربوده است . او نه از اهتمام به دين ناشناسان و قشر فروشان طرفي بسته تا اگر از كثرت آراي دگر انديشانه در غالب شريعت نقد و تقريظي رود به شگفت آيد و نه آنچنان به انغمار در فقاهت غرق است كه قفل و كليد فرو بسته ي دين را نه با اعجاز اصلاح كه با جهاز سلاح بگشايد

او فرهنگ مداري است كه عمري را در پاكي و چالاكي گذارند و خرقه ي سياست را به مي اخلاق شستشو نمود . گزافه نيست اگر بگويم كه خاتمي ابهام آميز ترين انگاره ي تيره و مغشوش در فضاي ذهن رقيبان اصلاحات است . هنوز حلاوت آمدنش كام ملت را معطر و مطرا نكرده بود كه از هر سو به خاك معركه ديوي لعين فتاد . راست گفته اند كه كلام پاك در دلهاي كور فرو نمي رود اگر چه كفش كژ در پاي كژ فرو مي رود . معاندان انديشه ي خاتمي هفت سوراخ نفاق را از خاك فراق پر كرده اند . ذهن و زبان خاتمي از اصل كينه و كين تهي است . شايد از اين حيث كسي جز او آنان را به چالش نكشيده باشد . با خاتمي هر مذمت و سرزنشي بر حلقه ي اصناف اهل هنر و ادب خاتمت است . كلام و استدلال و حجم قابل توجهي از اعتقادات خاتمي بيانگر خاتمتي در عرصه ي سياست است . گويي جمهوري اسلامي در آينده ي پيش روي خود كاري جز اصلاحات ندارد . خاتمي مبداء حركت و شروع فكر ماست . اگر نگويم فيلسوف ، مصرانه مي گويم كه در آداب و ادب مقدم است و اگر نگويم استاد دين و معرفت و حكمت و عرفان ، هدايتي است كه به عقل آميخته است . خاتمي از آن جهت گوناگون است كه اصل ضرورت مدارا و مديريت را بر تمام گستره ي حاكميت تسلط داد و هرگز از روي دغدغه ي هويت سياسي و تعلق خاطر بدان ، مسائلي كه مبتني بر حب و بغض سياسي بود را اجتماعي و مذهبي جلوه نداد و به واقع " قل انما اعظكم بواحده ان تقوموالله " است .

محروم اگر شدم ز سر كوي او چه شد         كــز غمگسـار خــود سخـن ناسـزا شنيد

يارب كجاست محرم رازي كه يك زمان        دل شرح آن دهد كه چه گفت و چه ها شنيد»(1)

امابه دنبال تصمیم خاتمی ، عاقلان وادی سیاست مناسب ترین چهره این دوره حساس را (صرف نظراز عوامل دخیل درنتایج انتخابات) میرحسین موسوی میدانند و آنچه خاتمی رانیز برای انصراف متقاعد و اعلام نمود آن است که:«میرحسین موسوی برای ایجاد تغییردر شرائط کنونی شایستگی لازم را دارد»

موسوی را صرف نظر از چارچوبهای تحلیلی اصلاح طلب و یا اصولگرا باعتبارموفقیتهای مدیریتی دوران هشت ساله نخست وزیری میتوان مصداق فردی با نگرش اصلاح طلبی وپایگاه اعتقادی اصولمدارتوصیف نمود که تغییرات مورد انتظار خاتمی راکه خود ازتکمیل نمودن آن باز ماند ، میتواند قرین توفیق گرداند ،  چرا که نه اقتدارگرایان میتوانند اورا با انگ و برچسب «غرب گرا و دل درگرو دشمن» ازمیدان بدر کنند و نه تند روهای وادی اصلاح طلبی میتوانند بر روی او برای اجرای پروژه ساختارشکنی و عبور از نظام حساب باز نمابند

اما اینکه میر حسین موسوی علیرغم دو دهه سکوت وبه تعبیری قهر با عالم سیاست جاری در شرائط کنونی عزم خود را برای اجرای این تغییر جزم نموده ازمسائلی است که سوژه سؤالات و ابهاماتی از سوی هردو جناح را فراهم نموده است و در یک نگاه خوشبینانه و یا معتدل میتوان گفت سیاستتمدارکهنه کاری چون او علیرغم میل باطنی اش تا احساس خطر جدی برای مسیر و کیان نظام نمینمود تن به این چرخش سیاسی نداده و خود را در مظان اتهام و ابهام قرار نمیداد .

--------------------------------------------

(1)-توصیف داخل گیومه به نقل از وبسایت طربناکانه

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 و ساعت 20:12 |

ای رسول ما تو جادو نیستی

صادقی همخرقه موسی استی

هست قرآن مرتراهمچون عصا

کفرها را بر درد چون اژدها

تو اگر در زیر خاکی خفته ای

چون عصایش دان آنچه گفته ای

تن بخفته نور جان در آسمان

بهر پیکار تو زه کرده کمان

اشعار مولانا درتوصیف معجزه پیامبر اسلام(ص)

میلادپیام آورنور و رحمت(ص) وامام صادق(ع)

برحق جویان عالم مبارک باد

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 و ساعت 16:54 |

در اولین روزهای پس از انقلاب هنگام باز گشائی دانشگاهها ، شعار « دانشگاه سنگر آزادی است » در غالب دانشگاهها دیده می شد و حضور دانشجویان برای حفظ این سنگر متفاوت از هر زمانی دیگر بود در آن ایام بلحاظ تب و تاب انقلاب فعالیت های انقلابی و مجادلات و بحث های سیاسی به شکلی افراطی به گونه ای فضای دانشگاهها را پر کرده بود که مجالی برای بحث علمی و درسی و حتی تشکیل کلاس وجود نداشت چرا که دهها گروه سیاسی اعم از مذهبی و غیر مذهبی و چپ و راست و لیبرال با آرم و عنوان و تابلو مشخص هریک ، یکی از کلاسهای درس را به عنوان دفتر سیاسی و تشکیلاتی خود اشغال نموده و با تبلیغات و سر و صداها وبرگزاری نمايشگاههائي از عكس و اسناد مبارزاتي خود و پخش سرودهای ویژه  برای یار گیری حزب و دسته خویش فعالیت میکردند ، حتی گروههائی که از قبل تشکیلات و مشی مسلحانه داشتند درهمان دفتر سیاسی (کلاس درس ) به آموزش اسلحه و تاکتیکهای نظامی می پرداختند به گونه ای که در مقابل درخواست مسئولین وقت دانشگاه جهت تخلیه کلاسهای درس به منظور افتتاح و باز گشائی کلاسها کاملاً مقاومت نموده و با این بهانه و عنوان که « دانشگاه سنگر آزادی است و سنگرها را نباید تخلیه نمود » عملاً فلسفه وجودی کلاس و درس و دانشگاه تحت الشعاع شعارهای افراطی قرار میگرفت و به جای چاره اندیشی برای راه حل مسئله عملاً صورت مسئله پاک میگردید تا آنجا که ادامه و استمرار موضوع حتی بصورت درگیریهای فیزیکی بین هواداران چپ و راست آن ایام (غیرمذهی و مذهبی زیرا که در آن ایام این واژه ها نماد چپ و راست تلقی میگردید ) قائله را به انقلاب فرهنگی کشانید در اين هنگام شوراي انقلاب كه رياست آن را بني‌صدر كه تازه به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده بود برعهده داشت اطلاعيه‌اي صادر كرد و به كليه گروه‌ها سه روز مهلت داد كه دفاترشان را در دانشگاه‌ها تعطيل كنند و اعلام كرد دانشگاه‌ها نيز حد اکثر تا 15 خرداد به کار خود ادامه دهند و امتحانات پایان ترم را برگزار كنند تا پس از تعطيلي تحولات لازم در دانشگاه‌ها به وجود آيد. در آن ایام فضاي دانشگاه‌ها به‌شدت متشنج بود و صف‌آرايي نيروها در مقابل يكديگر هر آن بيم درگيري را به وجود مي‌آورد. بني‌صدر با ابلاغ مصوبه شوراي انقلاب از گروه‌ها خواست دفاتر خود را تعطيل كنند. اعضاي گروهها در حالي كه هنوز عرصه دانشگاه‌ها پر از ازدحام و متشنج بود با نارضايتي و بنا به درخواست شوراي انقلاب و رئيس‌جمهور وقت ، دفاتر خود را تعطيل و دانشگاه را ترك كردند

 و اما اکنون با گذشت ٣٠ سال از انقلاب اسلامی ، با توجه به لزوم و ضرورت حضور تشکلهای دانشجوئی ، ادامه حیات سنگر آزادی را این روزها در شرائطی شاهدیم که هر روز به بهانه تازه عرصه فعالیت بر دانشجویان دانشگاهها به گونه ای تنگ میگردد که نه تنها دانشجویان از داشتن نشریات دانشجوئی و فعالیت صنفی منع میگردند بلکه با ایجاد فضاهای شبه نظامی و .. . در محیط دانشگاه به گونه ای کاذب فضای خودی و غیر خودی ساخته میشود و حتی فعالیت درقالب هواداری از جریانهای اصلاح طلب مورد سؤال واقع میگردد در این رابطه بخش هائی از بیانیه اخیر انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران مورداستناد قرار میگیرد در این بیانیه با انتقاد از برخودهای صورت گرفته با انجمن های اسلامی در چهار سال اخیر آمده است :

« حذف غیرقانونی بسیاری از تشکل های منتقد در این مدت روی داده و در این میان تنها راست قامتی انجمن اسلامی دانشگاه تهران بوده که این میراث به جای مانده را بر دوش می کشد و همچنان در تحقق اهداف امام  که در بهمن ماه سال۵٧ بیان شده به انتظار نشسته ایم. هنوز منتظریم تا قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به طور کامل اجرا شود و عده ای به قصد قدرت آن را زیر پا نگذارند. همچنان منتظریم تا بزرگترین رسانه اطلاع رسانی کشور یعنی صدا و سیما که با پول بیت المال اداره می شود از انحصار یک گروه به درآمده و جانب اخلاق و انصاف را که عالی ترین رکن رسانه است رعایت کند. منتظریم تا دگراندیشان و منتقدان بتوانند آزادانه از خود و اندیشه هایشان دفاع کنند و دیگر منتظر میله های زندان نباشند. ما هنوز به انتظار روزی هستیم که هیچ دانشجویی به خاطر ابراز عقیده زندان نرود و طبقات ضعیف زیر بار اثرات توسعه اقتصادی نباشند. منتظریم تا این سخن مهم امام(ره) یعنی "میزان رای ملت است" محقق شود. چرا هنوز مسئولانی متولی انتخابات هستند که به رای ملت اعتقادی ندارند؟ چرا با گذشت ٣٠ سال از انقلاب اسلامی بایدنگران مخدوش شدن آرا باشیم؟ انجمن های اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی نسبت به آلودگی فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشدار می دهد. این همه فضای اتهام و نفاق چه توجیهی جز دستیابی به قدرت به هر قیمتی می تواند داشته باشد؟ چه تهدیدی بالاتر از این برای انقلاب وجود دارد.»


+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 و ساعت 23:22 |

حذف یارانه ها با دوانگیزه پیشگیری از اتلاف منابع و شفاف سازی قیمت های تمام شده کالاها و خدمات و به منظور دستیابی به تخصیص بهینه منابع در اقتصاد ایران و تخفیف ناکارامدیها ، دست کم از سالهای اولیه بعد از انقلاب همواره مد نظر برخی از سیاستگذاران اقتصادی کشور بوده است .

از آنجا که یارانه ها خصوصاً حاملهای انرژی در تار و پود اقتصاد ایران تنیده شده است ، حذف آن دارای آثار تعیین کننده و گاه رادیکال خواهد بود که لاجرم نزدیک شدن به آن می بایست با حزم و تدبیر فراوان و با دقت فوق العاده کارشناسی صورت پذیرد . از سوی دیگر چنین اصلاحاتی در اقتصاد متضمن بکار گیری سیاست های سازگار در همه حوزه های مرتبط است . از جمله ایجاد دولت کوچک و کارامد که با واگذاردن تصدی به بخش های غیر دولتی به وظایف اساسی و مهم خود مانند سیاستگذاری در تأمین بسترهای مناسب فعالیت ، تأمین ، تضمین و دفاع از حقوق مالکیت قانونی ، ایجاد ثبات در شاخصهای کلان با مهار نرخ تورم و ایجاد مناسبات رقابتی و تعمیم کارامد نظام تأمین اجتماعی و رفاه بپردازد .

با این مقدمه طرح تحول اقتصادی که عمدتاً در آن بر محور یارانه ها تأکید گردیده از جهات زیر قابل تأمل است :

1- درشرائطی که دولت در برابر افزایش ده درصدی قیمت حاملهای انرژی در برابر مصوبات برنامه سوم در سال 86 مقاومت نمود ومتعاقب آن پذیرش آنرا از سرناچاری به شجاعت تغبیر نمود!!! چرخش از سیاست حمایتی و آمرانه تعیین قیمتها به سیاست آزاد سازی قیمتها و پرداخت نقدی یارانه ها مورد سؤال است .

2- اتخاذ این سیاست و اصرار بر اجرائی نمودن آن بدو ن توجه به تذکرات و هشدارهای کارشناسان اقتصادی و قبل ایجاد فرصت بررسی کارشناسانه آن ، آنهم در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم شائبه سیاسی بودن موضوع را تقویت مینماید .

3- به اعتقاد صاحبنظران اقتصادی هر طرح تحولی در عرصه ملی و کشوری به یک دوره برنامه ای (5ساله ) جهت بررسی و مطالعه همه جانبه و آسیب شناسانه نیاز دارد و اکنون با توجه با اینکه دولت نهم در آستانه برگزاری انتخابات و تغییر احتمالی قرار دارد چه ضمانتی برای اجرائی نمودن آن در صورت تغییر دولت کنونی علیرغم تبعات بحران آفرین آن وجود دارد ؟

4- با توجه با میزان افزایش قیمتها به نسبت میزان یارانه پرداختی اعلامی در فیش های حاملهای انرژی ( برق و گاز ...) و قیمت پیشنهادی بنزین در کمیسیون تلفیق مجلس و تورم ناشی از آن که میانگین آن از 500 تا 800 درصد پیش بینی گردیده و میزان سرانه یارانه قابل پرداخت که میانگین آن نیز 22هزار تومان اعلام گردیده چه تدابیری برای پرنمودن این فاصله تورمی و جلوگیری از ایجاد یک بحران اجتماعی ناشی ازآن اندیشیده شده است ؟  

5- با توجه به شعار کوچک سازی دولت ، باپرداخت نقدی یارانه ها همه ملت ایران حقوق بگیر دولت خواهند شد که با عملی نمودن شعار مذکور همخوانی ندارد و از طرفی با توجه به وابستگی این پرداخت به بهای نفت که اکنون درسراشیبی و سقوط قرار دارد آیا میتوان مقدار آنرا به نسبت بهای نفت کم نمود و درصورت ناهمخوانی آن با نرخ تورم قطعی و بالای پیش بینی شده تدابیر پیش بینی شده چیست ؟

6- رئیس جمهور درآخرین توجیه دفاع از ضرورت اجرای این طرح اعلام نمود یارانه ها ونحوه هزینه آن را باید به صاحبان آن (مردم )سپرد که هرطور خود صلاح میدانند درمورد نحوه هزینه آن تصمیم گیری نمایند آیا این به مفهوم رها سازی اقتصاد بی برنامه کنونی و خالی کردن شانه از بار مسئولیت اقتصادی کشور و تبعات آن نیست و یاد آور این مثال نیست که پدر خانواده ای حقوق ماهیانه را بین اعضاء خانواده تقسیم و خود را از عواقب ناشی از تبعات اداره امور اقتصادی خانواده مبرا نماید ؟  

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 12:6 |


Powered By
BLOGFA.COM