تبليغاتX
اسرارقلم

در وبسایت همکار و دوست معلم ( معلم نامه ) مطلبی به نقل از دانش آموزی دست به قلم (در بی حرمتی به معلمان خویش ) درج گردیده بود که نظرات متفاوتی را به خود معطوف داشته و متعاقب آن همان دانش آموز در اقدامی نادمانه و با نگارشی متفاوت واستفاده از تعابیر و استعارات زیبا ضمن عدول از موضع قبلی خویش کمال ادب را نسبت به جایگاه معلمان بجا آورده بود .

مقایسه این دو موضع متفاوت در فاصله زمانی کوتاه از فردی در سن دانش آموزی و نوع قضاوتهای بعضی از دوستان اینجانب را بر آن داشت تا درباب مواضع و نگاههای متفاوت تربیتی نگرش خویش را به مقوله تربیت باختصار بیان و بعنوان کامنت موضع دوم آن دانش آموز در وبسایت دوست اندیشمندم (معلم نامه) به ثبت رسانم که اینک با توضیحی تکمیلی جهت کسب نظرات دیگر دوستان ارائه میگردد :

این نمونه و مصداقی است که آشکار کننده تفاوت دیدگاههای نا منعطف با نگرشهای اهل تسامح است ( اصل تساهل و تسامح چنانچه در هر مقوله ای به نقدکشیده میشود و در باب میزان و محدوده ضرورت و یا عدم ضرورت آن سخن  به میان می آید در این مقوله ضرورت آن قطعی و بلکه خود یک اصل به نظرمیرسد ) باید گفت آنهائی که با ظرافت و حساسیت و پیچ و تابها و رموز تربیت آشنائی دارند مواضع ناپسند قافله جوان را با تعجیل و یا با نگرشهای پلیسی و امنیتی به پاسخ نمی نشینند راه و مسیرتربیت کوره راهی است که پیمودنش وسواس می طلبد همچون راه رفتنی با پای برهنه در راهی پر از خار و گل باید چنان با احتیاط قدم برداشت که نه خار در پایت بخلد و نه پایت گلها را بیازارد و در این مسیر شیوه آزمون و خطا جایگاهی ندارد و لذا مرد آزموده و با صلابت توآم با ظرافت می طلبد این کوره راه پرپیچ و خم راه میان بر ندارد و شتاب بردار و تعجیل پذیر هم نیست راه آسفالته و یا اتوبان خط کشی شده واجد لاین سرعت تندروها هم نیست و با این همه تمامی قواعد و قوانین راهروی آن نیز حتی بدون حضور پلیس راه آن لازم الاجرا و واجب الاطاعه است پس آنانیکه گواهینامه معتبر این راهروی را بصورت عملی دریافت ننموده اند در این مسیر قدم نگذارند چه اگر در این وادی یک نفر ناشیانه هدایت و به ضلالت روانه گردد سنگ بنای ضلالت جمعیتی نهاده شده است و این شمه ای از داستان کژراهه های مسیر تربیت آدمیان در تاریخ حیات تربیتی آنان است که از این همه قیل وقال منادیان اصول تعلیم و تربیت و از این همه کژراهه  نامقصود به منزلگاه تربیتی عاقلان این قوم انگشت تحیر به دندان دارند.

 دراین جا نگاه ویژه قرآن کریم در پذیرش این امانت ازسوی انسان ظلوم و جهول ذکر میگردد امانتی که آسمان و  زمین و کوه از پذیرش آن سر باز زدند :

آسمان بار امانت نتوانست کشید ----------  قرعه فال به نام من دیوانه زدند (  حا فظ )                                                                          
انا عرضناالامانت علی السموات و الارض و الجبال فابین ان یحملنها و اشفقن منها وحملها الانسان انه کان ظلومآ جهولا .... "ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم اما ازحمل آن امتناع ورزیدند و اندیشه کردند ولی انسان آن امانت را برداشت همانا او در این(اداء امانت)بسیارستمکار و نادان بود " (*)

غلام همت آن کوه بلندم کز غرور

کو ندارد رو به  پستی در حضور

ای عجب از من که گردیدم جهول

زانکه برداشتم آن امانت بی غرور

کاشکی هستی زبانش باز بود

وان غرور با جهل من همساز بود

تا که بگشاید پرده ها از راز من

یا که باز گوید راز آن آغاز من

-------------------------------------------

( * ) سوره احزاب آیه ۷۲ 

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 14:3 |

 

بو سعید مهنه *در حمام بود

خادمش افتاده مردی خام بود

شوخ* شیخ آورد بر بازوی او

جمع کرد آن جمله پیش روی او

بعد از آن پرسید از شیخ مهان

جوانمردی چه باشد اندر جهان

گفت عیب خلق پنهان کردن است

شوخ او بر روی او ناوردن است

این جوابی بود بر بالای او

خادمش افتاد اندر پای او

 در متون اخلاقی غایت و هدف نهائی حیات انسان را دستیابی به کمالات و فضائل در گذار از مسیر

پر پیچ و تاب زندگی درادوار گوناگون و حصول مکرمت اخلاقی ذکر نموده اند و سند این مدعا کلام برگزیده

پیامبر اسلام(ص) بدین مضمون ذکر گردیده : " من مبعوث شده ام تا مکارم اخلاق را به اتمام برسانم "

اما آنچه در سیر تکاملی حیات انسان قابل تآمل است آنکه در ادوار گذشته بزرگانی در سیر و سلوک

خویش به مراتبی از این مکارم دست یافته اند که به عنوان اسوه و نمونه عملی این سیره  زینت و

سند نظرگاه صاحبنظران این موضوع در ادوار بعدی گردیده اند به نحوی که دستیابی به آن مراتب

برای دیگران در دوران معاصر نه تنها مقدور نگردیده بلکه جای این سوال را باقی گزارده که آیا قانون تکامل

حیات معنوی بشر در این خصوص نقص برداشته که درگذشته علیرغم عدم دسترسی بشر به امکانات و

شرایط کنونی انسانهای کامل تری را پرورش داده و یا اینکه سلوک انسانها در شرائط کنونی مسیر خطا

 پیموده که با وجود بهره مندی از شرائط بهینه و تکنولوژی رسانه ای فراگیر کمترین پاسخ را از نسل نو

دریافت داشته و این نسل نه تنها به تآسی از آداب ترویجی نپرداخته بلکه آنرا به سخره گرفته وبه الگو

گیری ازفرهنگهای دور دست روی آورده است .

در حوزه علوم انسانی و موضوعات تابعه ازقبیل شعر و هنر و ادب وعرفان نظری و عملی بزرگانی نه تنها

سرآمد روزگار خویش گردیده اند بلکه در دوران معاصر نیز نقل سلوک و منش و آثار بجای مانده از آنان

زینت بخش کلام و آثار صاحبنظران این حوزه از علوم در شرایط کنونی واقع گردیده  که بررسی احوال آنان

را باید به اهلش سپرد و دراینجا منظومه ای منسوب به عطار نیشابوری در خصوص ایمائی اخلاقی

از ابوسعید ابی الخیر از عرفای قرن چهارم هجری نقل گرد ید که برداشت نکات اخلاقی آنرا به خوانندگان

واگذار مینمائیم و در واقعه ای دیگر ملاقات این عارف با ابوعلی سینا نیز نقل گردیده که شنیدنی است :  

( خواجه بوعلي با شيخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و سه شبانه روز با يکديگر بودند و به خلوت

سخن ميگفتند که کس ندانست و نيز به نزديک ايشان در نيامد مگر کسي که اجازت دادند و جز به نماز

جماعت بيرون نيامدند، بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلي برفت، شاگردان از خواجه بوعلي پرسيدند که

شيخ را چگونه يافتي؟ گفت: هر چه من ميدانم او مي بيند، و متصوفه و مريدان شيخ چون به نزديک

شيخ درآمدند، از شيخ سؤال کردند که اي شيخ، بوعلي را چون يافتي؟ گفت:

 هر چه ما بينيم او ميداند)(۱)

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------*-مهنه = از توابع نیشابور زادگاه ابوسعید ابوالخیر

*-شوخ =چرک          (۱)-منبع :اسرارالتوحید

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 21:12 |

از زمانی که بشر به زندگی اجتماعی روی آورد به تدریج وطی مراحل زمانی قدم به قدم با قواعد این نوع زندگی آشنا وبرای ادامه حیات در تکمیل آن کوشید و با حوادث مترتب برآن کنار آمد و در این مسیر هرگاه تجارب قبلی را دستمایه ای برای پیش بینی و پیشگیری حوادث بعدی قرار داد به کمک خلاقیت خویش نسخه بهبود و تکامل زندگی اجتماعی را طراحی و به کار بست و در این راستا شکوفائی و تسلط بر بحرانهای معیشتی را ثمره آن دید و راهوار رام از بحران مسیر گذرانید .

اما آنگاه که در انتظار حوادث نشست تا پس از ابتلاء به آن چاره اندیشی و حل مشکل نماید تاوان روز مرگی و در انتظار حوادث نشستن و دست روی دست نهادن را نیز باز پس داد .

در این گذار رو به تکامل موضوعی بنام اقتصاد و لوازم آن رخ نمود که به تناسب تحول و تطور اجتماعی و نیازمندیهای مترتب بر آن منشاء پیدایش نظریه ها و مکاتب علمی و فلسفی اقتصادی متعدد گشت که فهم و کاربست هریک - که لازمه تبعیت از قواعد زندگی جمعی است - مدت زمانی معادل طول عمریک نسل را می طلبد .

در اینجا ذکر این مقدمه بهانه ای است برای پرداختن به موضوع بحران اقتصادی کنونی البته نه از موضع تحلیل تخصصی وکارشناسانه بلکه چرائی دست روی دست نهادن و در انتظار حوادث نشستن مسئولین و صاحب منصبان اقتصادی که در شرائط کنونی نه تنها ذهن عوام و خواص را بخود مشغول داشته بلکه اثرات مخرب آن مسیر برنامه های اجتماعی در سایر زمینه ها رانیز تحت شعاع خود قرار داده است  .

دراین میان آنچه بیشتر توجه همگان را به خود معطوف داشته نوع برخورد و اعلام مواضع مسئولان اموراست که به تجربه شاهد بوده ایم به لحاظ غرور کاذب و یا سلب میدان رقابت از رقیبان سیاسی درتوجیه ناکارامدیها همواره با خلق دشمن فرضی و ایادی ناشناخته داخلی قصورها را ازسر باز کرده و با  فرا فکنی ضعف یابی و نقص تراشی برای آن دشمنان فرضی خود را از هرنوع بی تدبیری مبرا دانسته و فرا تر ازآن اینکه نسخه شفا و اصلاح امور برای دیگران نیز خلق نموده اند .

آری حکایت اقتصاد بیمار و کج مسیرو نگرش توجیه گرمسئولان امور اینگونه است که طی ایام گذشته نصیحت ناصحان هیچگاه غفلت حاصل از روند افزایش دلارهای نفتی رابه بیداری نکشاند اما اینک که سیر نزولی بهای نفت به عنوان محور اقتصاد تک پایه و نفت محورآشکار گردیده بازهم نه از موضع اقرار به اشتباهات گذشته و اعتراف به کج فهمی ومسیر ناصواب درپیش گرفته شده و یا نبود تدبیرو پیش بینی بلکه باز هم از موضع غرور و بعنوان حل معضل اقتصاد لیبرالیستی جهانی!!! و …دست استشارت (ولو با تآخیرتوجیه ناپذیر) بسوی آگاهان و متخصصان امورگشوده آنهم به شیوه آمرانه وبا ژست پیش دستانه بدین مضمون که ما مترصد اوضاع جهان گرفتار دربحران اقتصادشان هستیم هرچند ازاوضاع خود بیم نداریم اما ازباب اموریحتمل و کید دشمنان و هکذا...

و این حکایت ژست آن آقای معلمی را به یاد می آوردکه همیشه فاصله معلومات او با شاگردانش یک شب بیشتر نبود و هرگاه درارائه مطالب کم می آورد دانش آموزان نخبه کلاس را بگونه ای مورد سوال وبازخواست قرار میداد که پاسخ مطلب ندانسته اش را از زبان آنان بیرون کشیده وآنگاه خود با این موضع که مگرنگفتم چنین است ... همان مطلب را به شاگردانش باز پس میداد و جلسه بعد حکایت بگونه ای دیکر …

در سیر و گذار این حوادث آنچه جهت تحلیل و تعمق درموضوع به ذهن متبادر میگردد تعیین مصداق واژگانی است که برای حفظ چند صباح موقعیت با اطوارهای لازمه به اجرا در می آید که از انجمله میتوان به این موارد اشاره نمود :

1-خود فریبی که مصداقی عینی دراینگونه موارد است بدین مضمون که علیرغم اطلاع ازناکارآمدی مواضع انتخابی وعدم اعتتقاد به این مواضع اما در بکارگیری آن اصرار ورزیده می شود .

2- توجیه گری بدین مضمون که علیرغم اطلاع ازاحتمال یا وقوع خطای ارتکابی اما درمقام جلوه حقانیت بجای اعتراف به اشتباه  اصرار به اشتباه  اتخاذ میگرد د. (...و خدا انسان را آفرید و انسان توجیه را ...)

3- فرافکنی بدین مضمون که با وجود عیان بودن قصور و اشتباه آن را به دیگران و یاعوامل ناشناخته فرضی نسبت دادن .

ودهها مصداق و مورد دیگر که می توان در توصیف ناکارامدیهای کنونی مورد اشاره قرار داد .

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا ....

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه سیزدهم آبان 1387 و ساعت 14:37 |
 

 

انتخابات دهم ریاست جمهوری یکی از حساس ترین محک های سنجش جمهوریت نظام وآهنگ رشد دموکراسی نسبت به ادوار گذشته است این حساسیت از آنجا ناشی میشود که در این دوره تمامی ارکان قدرت اعم از نظارت و اجرا و نیز ابزار لازم (تشویقی وتبلیغی ) جهت هماهنگی امور وبسیج نیروهای شرکت کننده انحصارآ در اختیاریک جناح فکری بوده وبه روال طبیعی قاعده حفظ وبقاء بر اریکه قدرت که همه حکومتگران را در طول تاریخ به خود مشغول داشته نیزدر این صحنه محک زده خواهد شد و مضافآ آنکه راههای وصول هدف در تواتر انتخابات ادوار گذشته به محک تجربه بر خورده ودیدبان این عملیات بیناتر و دقیق تر از گذشته میتواند هدف (کسب ویاحفظ قدرت ) را نشانه و از کلیه شیوه های مرسوم – عوام گرائی /نخبه گرائی / تحریک علایق دینی وخرافه گرائی / تحریک حساسیت وموج سواری بر آن / وعده های معیشتی با توجه به مشکلات تورم اقتصادی موجود و سایر ابزارهای مربوطه بهره گیری نماید  .

دراین راستا دو جناح فکری راست و چپ و یا اصولگرا و اصلاح طلب با طیف های متنوع حمایتی هریک خودرا برای رقابت و محک میزان مقبولیت و مشروعیت مردمی دیدگاهها و برنامه های خویش مهیا می نمایند .

در این میان گزینه اصلی و حساس که دلمشغولی هردوجناح را به خود معطوف داشته حضور ویا عدم حضور سید محمد خاتمی است که به عنوان متغیرمحوری کلیه محاسبات دست اندر کاران را تابع خود نموده است .

در این اوضاع طیف عمده ای از اصولگرایان در تحلیل ها و مواضع خود به شیوه های مختلف حضور خاتمی را در عرصه انتخابات دهم به چالش کشیده ازیک سو تخریب چهره وی را دردستور کار قرار داده و از سوی دیگرنامبرده را تحدید به رد صلاحیت مینمایند و از طرف دیگردر وادی خوف و رجاحضور خاتمی را به فال نیک گرفته و موجب اتحاد اصولگرایان و پرهیز آنان ازتفرق و تعدد نامزدهای انتخابات دانسته وزمینه ای برای اجماع آنان در ترجیح ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد قلمداد نموده اند .

اما آنچه واقعیت داشته وناظران سیاسی برآن صحه میگذارند آن است که اینهمه تفاوت و تناقض در اعلام مواضع در این مرحله حساس حکایت از وقوف جناح اصولگرابر محبوبیت تعیین کننده و تآثیر گزار سید محمدخاتمی درصورت حضور در عرصه انتخابات دهم دارد.

از طرف مقابل نیز اصلاح طلبان در طیف های خودحضور نامبرده را فصل الخطاب تعدد نامزدهای انتخاباتی بر شمرده و محوریت اجماع نظرهارامعطوف به این حضور میدانند .

بایدگفت علیرغم حضور و یاعدم حضورسید محمد خاتمی دغدغه خاطر بعدی ومورد توجه کاندیداهای نگران آینده این انتخابات که طی دو پیش شرط خاتمی نیز برای حضور مطرح گردیده نتیجه و عواقب انتخابات ریاست جمهوری دهم است که در صورت گذار از قواعد دموکراسی وبرگزاری قانونمند آن به دور ازاعمال سلیقه ها و خواسته های گروه های فشار و کانون های حفظ قدرت چه نتیجه ای رابرای سرنوشت مردم و آینده نظام به بار خواهد آورد .و در این میان میتوان به نکات زیر که از دغدغه های خاطر آگاهان سیاسی و دردمندان متعهد است اشاره نمود :

1- مواضع ناسنجیده و جنجال برانگیزدر سیاست خارجی دولت نهم که منجر به صدور چهار قطعنامه سازمان ملل در محکومیت این سیاستها وخدشه به اعتبار و جایگاه بین المللی نظام گردیده ونحوه تعامل در باز سازی اعتبار بین المللی در دولت آینده از نگرانیهای کاندیداهای انتخابات دهم است .

2- سیاست نابسامان اقتصادی وعدم توجه به هشدارها و تذکرات صاحبنظران اقتصادی کشورکه منجربه تورم بیسابقه و تنگناهای معیشتی مردم گردیده و نحوه اصلاح این نابسامانی مورد دیگری از مشکلات پیش روی دولت دهم خواهد بود .

3- عدم تحقق وعده های گذشته و افزودن بر جو بی اعتمادی مردم ونگرانی ازعدم حصول آراء مقبول و مشروع به عنوان پشتوانه عملی برنامه های دولت آینده دلمشغولی دیگری است که نامزدهای کارامد برای امکان بازسای این اعتماد عمومی با آن روبرو هستند .

 تا چه پیش آید و چه مصلحت افتد به امید پیروزی و سرافرازی ملت بزرگ ایران .

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 11:10 |


Powered By
BLOGFA.COM