در مکاتب اخلاقی یکی از صفات و ویژگیهای برجسته انسان را حسابگری و تجارت پیشگی او بر شمرده اند بدین معنی که برمبنای این ویژگی انسان درهر اقدام و برنامه ای ابتدامحاسبه سود و زیان خودرا درنظر گرفته و در اولویت تبعات آن برنامه قرار میدهد بعنوان مثال چناچه باکسی سلام وتعارف از باب ارتباط برقرارمینماید محاسبه میزان سود و زیان این ارتباط و سایر پیامدهای پشت قضیه را سنجش و اندازه گیری نموده و سپس اقدام به برقراری این ارتباط مینماید .
صورت مسئله این موضوع و اصل این محاسبات وحسابگری امری عقلانی است اما دایره و معیارهای مورد نیاز آن تابعی است از نگرش ها و باورهای هر فرد در خصوص سنجش سود و زیان های واقعی و یا کاذب که میتواند طیف و دامنه ای وسیع از مطلوبات را از منافع آنی و محدود تا ارزشهای دائمی و معنوی شامل گردد
در قرآن کریم با درنظر گرفتن این خصلت برجسته ( سوداگری وتجارت پیشگی انسان) خطاب به اهل ایمان با اشاره به تجارتی که آنان را از ضرر بزرگ برحذر دارد دلالت به تجارتی میدهد که نوید دهنده ارزشهای پایدار بوده و از منافع آنی و زود گذرکه عذاب الیم را بدنبال دارد بر حذر می دارد :
یا ایهالذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله وتجاهدون فی سبیله ...( ای اهل ایمان آیا میخواهید شمارا به تجارتی دلالت کنم که ازعذاب الیم نجات دهد به خدا و رسول او ایمان آورید و در راه او جهاد کنید ...) (۱)
دراینجا جهتگیری نمادین امور انسان (انسان تاجر و حسابگر )برای درک سود و زیان واقعی به او یاد آوری گردیده است .
یکی ازمصداق ها و صحنه های واقعی تجارت حسابگرانه در شرایط کنونی صحنه های انتخابات است که افراد احزاب و گروهها وجناحهای سیاسی در برنامه ها وصحنه های تبلیغی خویش با دادن وعده های سود بیشتر به ارائه طرح و برنامه می پردازند و طبیعی است درهریک از این موارد که وعده هائی با جاذبه سود بیشتر مطرح و مخاطبان آنان نیزاز تعمق و قدرت تحلیل محتوای کمتری برخوردار باشند صحنه این کاسبکاری و تجارت را به سود خویش رقم خواهند زد .
بعنوان مثال درانتخابات گذشه صحنه هائی ازاین تجارت بگونه ای ترسیم گردید که وعده آوردن نفت بر سرسفره مخاطبان حساب آنان را به سود خویش رقم زد گرچه در پایان یک دوره اجرائی تحقق این وعده عملی نگردید اما درشرایط جدید سوداگری طرحی نو تحت عنوان تحول اقتصادی و پرداخت نقدی یارانه به مردم ارائه گردیده که صحنه آرائی آن بکمک عوامل اجرائی و تبلیغی در حال شکل گیری است که دراین رابطه نکات زیر قابل بحث و تآمل است :
1- آیا عدم تحقق وعده آوردن نفت برسرسفره مخاطبان قدرت تحلیل آنان را درحسابگری و تشخیص بهتر سود و زیان خویش فراهم نموده است ؟
2- آیا وعده جدید در قالب طرح تحول اقتصادی با لحاظ اینکه به اعتقاد کارشناسان و صاحبنظران(تحقق هر طرح به یک دوره برنامه ای پنج ساله نیازمنداست) در فاصله زمانی مانده به انتخابات قابل تحقق است ؟
3-آیا ارائه این طرح ابزاری برای گرفتن حربه تبلیغی از رقیب انتخاباتی نیست که در دور گذشته توانست بکمک آن بخش قابل توجهی از آراء انتخابات را به خود اختصاص دهد ؟
ونکات قابل تآمل دیگری که تحلیل آنها به سطح دانائی و آگاهی و تجربه مندی مردمی بستگی دارد که دراینگونه صحنه ها درمحاسبه و سنجش سود وزیان خویش دچاراشتباه و خسران جبران ناپذیر میگردند
و در این میان هدایتگری آگاهانه روشنگران متعهد که به دور از تجارت کاسبکارانه کاذب میتوانند در پیشگیری از خسران بشتر مردم نقش داشته باشند تعیین کننده خواهد بود ...ومن الله التوفیق .



