تبليغاتX
اسرارقلم

لحظه ها کالائی که همگان دارند

 اما بهائی نا برابر دارند

 نمیدانم نرخ گزارش کیست

 یا سر منشاء تقدیرش از چیست

 آن حکایت " کل یوم هوفی شآن " را میدانم از کیست

 اما نمیدانم بهایش چیست

 نرخ لحظه ها برای بعضی ها بالاست
 
بالاتر از هر کالاست
 
همچون " لیله القدر " که هرشبش برتر از هزار ماه
 
وهرلحظه اش نیز برتر از هزاران لحظه ی در راه
 
اما چرا همه لحظه ها همه شب ها در قدر نا برابرند
 
واین همه بی قدر و از قدر کمترند
 
لابد شنید ه اید "گرهمه شب شب قدر بودی
 
شب قدر بی قدر بودی"
 
پس چرا نبا ید آن "مبارک لیله " را به بست نشست
 
ودر آن "روزنه بر طلوع صبح نبست"
 
آری نرخ لحظه ها برای بعضی بالاست
 
بالاتر تر از هر کالاست
 
اما برای بعضی نازل تراز کالاست
 
نازل تراز هر چیز از خس  از خاشاک  از پشیز
 
فقط صدای رفتنش پرکشیدنش نه پریدنش شنیدنی است
 
همچون نشئه ای بیاد ماندنی اما از خود رفتنی است
 
وسنگینی گذرعمررا در"بی قدری " کاهیدنی است
 
لحظه های سنگین رهاشدنی سبک دارند
 
سنگینی آنجاست که مصرف ندارند
 
آن حکایت را شنیده اید ؟
 
شخصی با انبانی پرازسکه های ناب
 
برلب دریائی عمیق و پرازآب
 
هرلحظه هربار سکه ای پرتاب
 
سکه ها روان تا قعر آب
 
وآنگاه شنیدن صدای "قلوپ قلوپ" آب
 
چه احساسی وچه ارضاء شدنی درکنارآب
 
پرتاب سکه های ناب و آنگاه "قلوپ قلوپ" آب
 
باهر "قلوپ" آب شعفی نشئه ای چون رویای ناب
 
اما سکه ها هرقدر زیاد و ناب لیکن تمام شدنی است
 
همچون لحظه ها ی عمر ناب که رفتنی است وتمام شدنی است
 
آنچه به یاد ماندنی است صدای آن "قلوپ " های آب که از یاد رفتنی است
 
آری لحظه های سنگین همچون "خسران المبین " سنگین تر از آب
 
ولیکن پر کشیدنی رهاشدنی اما نه ازدست رفتنی سبک تر از هوای ناب ...

 پس این لحظه ها ی ناب را دریاب دریاب دریاب ...
+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در شنبه سی ام شهریور 1387 و ساعت 17:47 |

                                                                                                                                                                                     

دعوت به سیر وگردش درزمین یا سیردرآفاق به منظوربررسی دراحوال اقوام درکنار سیر و تعمق در احوالات درونی یاسیردر انفس جهت بازنگری درنگرشها وبا هدف کاربست تجارب دیگران ودستیابی به زندگی بهینه از موکداتی است که به کرات درقرآن کریم ومتون اخلاقی مورد توجه و عنایت خاص واقع گردیده است .

 

دراینجا غرض از ذکر این مقدمه جمعبندی برداشت از سفری است به استان اصفهان آنهم ناخواسته ونابهنگام در ماه رمضان (که جاذبه ای برای سیرآفاقی ندارد بلکه بایستی به سیرانفسی پرداخته شود) دراین ایام بازگشائی دانشگاهها به منظور ثبت نام و اسکان فرزندم انجام گردید .

 

هرچند سفر به این منطقه برایم تکراری بود اما این بار حوادث پیش آمده نگرش دیگری را درمن ایجاد نمود که ذکر آن را(که دراین ایام ازمشکلات مبتلا به امروز جامعه میباشد ) خالی از فایده ندانستم .

 

اما قبل از ذکر موضوع اشاره به این بحث ضروری است که : تفاوت در موقعیت های اقلیمی تبعاتی را بدنبال دارد ازجمله تفاوت در نوع معیشت وفرهنگ وسطح اقتصاد و ...مردمان این مناطق واز طرفی میزان بهره گیری و بهره مندی از مواهب طبیعت درگذر ازمنه تاریخ سرنوشت اقوام را ازاین منظر رقم خواهد زد خصوصآ چنانچه دست حکومت ها در آفرینش این تفاوتها دخیل افتد قهرآموضوع تفاوت ها به صورت شکاف وفاصله میان اقوام چهره دیگری از خود به نمایش می گزارد.

 

دراینجا موضوعی که مرا به نوشتن این مطلب واداشت واسباب تآسف بیشتر را فراهم نمود سرنوشت جوانانی است که به عنوان سرمایه های واقعی وآنهم ازاینگونه مناطق حاشیه ای ومحروم (هم بلحاظ موقعیتهای اقلیمی و هم بلحاظ نامهربانی حکومت ها)ونیز بعنوان نخبه گان وبرگزیدگان دیار خویش به دانشگاههائی آنهم با اعتبار بین المللی راه می یابند که از همان بدو ورود با این فاصله وشکاف یا بهتر بگوئیم تبعیض مواجه میگردند .نمونه ای ازاین مورد که شخصآ با آن مواجه شدم تجمع جمعی از دانشجویان جدیدالورود بود در مقابل درب ورودی دانشگاه که با حالت تحصن ودر دست داشتن پلاکارد هائی با مضامین افتضاح دانشگاه و ....خشم واعتراض خودرا نسبت به نبود خوابگاه وسایر امکانات رفاهی وپاس دادنهایشان ازناحیه عوامل میزبان دردانشگاه درمعرض دید همگان واصحاب رسانه ای قرار داده بوددند .

 

مشاهده این صحنه ویادآوری وعده و وعیدهای قبلی مسئولین وزارت علوم که چندین بار ازرساته ملی هم اعلام گردید که امسال پذیرش دانشگاه ها را چند برابر نموده اند وبعنوان یک موفقیت مدیریتی در دولت نهم رپرتاژ خبری آفریده بودند که دیگر مشکلی به نام پشت کنکوری نخواهیم داشت مرا به یاد تمثیلی از حکایات کلیله ودمنه انداخت بدین مضمون که : روزی یک موش اشتری را به خانه خویش دعوت نمود ومهار اشتر را به رسم پذیرائی از مهمان تا درب خانه خویش (یا همان سوراخ موش ) کشاند ودر درب خانه ازموش اصرار که به خانه درآی (کرم نما وفرود آی که خانه خانه توست ....) واز اشتر اکراه که چگونه درآیم ....وآنگاه خطاب به موش چنین گفت : ای رفیق یا مهمان به قدر خانه بخوان ویا خانه به قدر مهمان بساز .... فاعتبروا یا اولی الابصار ...

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 و ساعت 7:25 |

                                      

دغدغه نظام تعلیم تربیت و هدایت آن به جایگاه حقیقی و در خور نظام اسلامی از ابتدای انقلاب اسلامی دربیان ایده های تمامی دست اندرکاران آن ازصاحب منصبان گرفته تا خیل عظیم فرهنگیان دردمند و آگاه به کرات بازگو ونگاشته شده است اما اینکه درگذر زمان وبه قدمت تاریخ حداقل سی ساله آن نه تنها به این مطلوب نائل نگردیده بلکه درمواردی به پس رفت نیز متهم میشود ازکجا ناشی میشود . در این مدعا ذکر این اصل ضروری است که منظور ازجایگاه حقیقی آموزش وپرورش آن جایگاهی است که (به تعبیر صاحبنظران ) رسالت آموزش و پرورش در همه نظامهای حکومتی تکفل وتربیت نیروهای مطلوب و مورد نظر آن نظام است بدین معنی که :

 

براساس طرح الگو و ماهیت نظام حکومتی دیدگاه بانیان آن نظام طراحی و برای تحقق و عینیت بخشیدن به آن در دستورکاردستگاه تعلیم و تربیت نظام قرار میگیرد واساس وچارچوب مورد نظر محور محتوی بخشیدن به آن ایده ها وآرمانها به منظور تربیت انسانهای موردنظرنظام قرار میگیرد .

 

حال با این ایده واهداف وآرمان آموزش و پرورش ما بعداز سه دهه ازعمرنظام تا چه حد موفق به جامه عمل پوشانیدن به این رسالت خطیرگردیده و اساسآ ناکامی آن کجاست دراینجابایک نگاه ولو به اجمال از دست آورد سه دهه آموزش و پرورش وعدم توفیق دراین زمینه میتوان گفت برنامه ریزان وطراحان ما دراین خصوص به تعبیر مولانا سوراخ دعارا گم کرده اند .

 

اگربناست (و تجارب نظام های موفق وقواعدعقلی نیز موید این دیدگاه است ) که آینده واستمرارحیات نظام به دست پروردگان همین دستگاه تعلیم وتربیت سپرده شود وبخواهیم از سلامت عملکرد آن نیز اطمینان حاصل کنیم پاسخ این پرسشها را ازکجا و کدام مرجع طلب نمائیم :

 

1- چرا آموزش و پرورش بعنوان منبع ومصدر توسعه نیروی انسانی(که محورتوسعه درتمامی زمینه ها میباشد) دیده نمیشود بلکه در عمل بعنوان دستگاهی مصرفی قلمداد میگردد که همه ساله در بحران مالی و کمبود اعتبارات و...دست وپا میزند به نحوی که از پرداخت حداقل مطالبات پرسنل خود نیز عاجزاست .

 

2- چرا آموزش و پرورش بعنوان آن نظام تعلیم وتربیت ودستگاه انسان ساز که رسالت خطیر تربیت نیروهای مورد نیاز خودنظام را به عهده دارد صرفآ به عنوان یک تشکیلات اداری ودرآخرجدول دیده میشود .

 

3-چرا معلمان بعنوان عامل اصلی وهدایتگردر تربیت این نسل در حداقلهای اولیه زندگی وامورمعیشتی خودمعطلند به نحوی که فراغت خاطر برای پرداختن به محتوی و اهداف انسان سازاز آنان گرفته شود .

 

4- چرا نماینده گان آنان دردستگاه قانونگزاری نظام با برنامه های کاسبکارانه ناکارامد ترین نیرو رادر رآس این دستگاه انسان ساز قرارمیدهند به نحوی خود مجبور به استیضاح مکرر وبی محتواگردند وبدترازآن باز با بده وبستانهای پشت پرده دست به بازپسگیری طرح استیضاح نمایشی خود زنند ودانسته و یا ندانسته شآن و اعتبارجایگاهی را که باید در رآس امورمملکت باشد مخدوش نمایند و....صدها چرای دیگر که ازحوصله این مقال خارج است .تامطلبی دیگر بدرود .

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 15:52 |
 

 

 بازامشب حق صدایم کرده است     وارد مهمانسرایم کرده است 

 

باهمه نقصی که درمن بوده است      بازهم او دعوتم بنموده است

 

میهمانی شدشروع ای عاشقان        نورحق کرده طلوع ای عاشقان

 

باز مولا سفره داری میکند                دعوت از عبد فراری میکند                              

 

لای الامور الیک اشکوا...

 

خدایا توراسپاس میگویم که نعمت رمضان این فرصت تلاوت قرآن ودعا واستغاثه به درگاهت رادرهمه شرایط به بندگانت ارزانی داشتی درزمستان وبرودتش ودر وبهار وطراوتش ودرتابستان وحرارتش وامسال درآستانه پائیزغم انگیز وکسالتش تابه توبازگوئیم که هرسال که میگذرد تمنای سال قبلش راداریم که ازیکسومنادیان دین جاذبه ازحضور نسل نو درمعنویت رمضان برگرفتند وپیوندبین اموردنیوی ونویدهای اخروی بریدند وازطرفی تورم حاصل ازسوء مدیریت اقتصادی معیشت رابرمردم درحالی تنگ نموده که وعده های آوردن نفت برسرسفره هایشان آنان راچنان ازاین امید پشیمان نموده که بگویند نفتمان پیشکش همان سفره مان را بازپس دهید وآن تکنولوژی نوین دررسانه ملی مان که می بایست جاذبه و تآثیرش رامضاعف مینمود بی اعتبارو بلاتآثیرساختندچراکه همزمان هم دعوت به دین مینماید هم سوء تدبیرمتولیان معیشت مردم راتوجیه گراست وبا تآیید وتکذیب های همیشگی بد تدبیریها جائی برای اعتماد به اعتباررسانه ای آن باقی نگذاشتند (مگرنه اینکه رسول رحمتت فرمودازهیچ چیز برامتم نمی ترسم الا بد تدبیری یا به زبان امروزین سوء مدیریت) وازطرفی امسال برکات ونزولات آسمانیمان منقطع گردید که آن راهم تعبیربه ناسپاسی وکفران نعمتمان نمودند واما دراین دلواپسی وسرگردانی دروادی خوف ورجا اینک باحلول ماه رمضان وایام ملکوتی وفرصت عرفانی آن سزاواراست تااستغاثه کنیم که :الهی ان لم اکن اهلا ان ابلغ رحمتک فرحمتک اهل ان تبلغنا وتسعنا لانها وسعت کل شیء (پروردگارا اگرماشایسته رحمت تونیستیم لکن رحمتت آنقدروسیع هست که مارادریابد ) وکلام مولای موحدان را بازگوئیم که : الهی وربی وسیدی ومولای لای الامورالیک اشکو ا...خدایا ازکدامین امور به توشکایت بریم...

 

حلول ماه رمضان بربندگان خدا مبارک

                         
+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت 7:51 |

درشرایط نوین تکنولوژی پدیده وب نگاری که از ره آوردهای عصرکامپیوتردرعرصه ارتباطات نوین به شمار میرود اعجازاین تکنولوژی درتسهیل مسیرارتباط جوامع واقناع حس کنکاش وتجسس گرائی نسل جوان درخورتوجه میباشد .

 

به یاد می آوریم که درآغازاین حرکت درسال2000 سازمان یونسکوتعریف جدیدی از سواد ارائه داد تحت عنوان سوادعلمی تکنولوژیک (S.T.L. =Science.Tecnological.Literacy ) و در تشریح آن گفته شد هدف: سطحی ازدانش است که هر فرد دربکار گیری هرنوع تکنولوژی جدید کاربرد علمی آن ابزاررابتواند فراگیرد بعنوان مثال چنانچه یک زن خانه دارازچرخ خیاطی ویا یک نفرکشاورزازابزارجدیدکشاورزی استفاده مینماید سواد بکارگیری علمی این وسیله رابتواند فراگیرد تابعنوان شخص دارای سوادعلمی تکنولوژیک شناخته شود درغیراینصورت بیسواد تلقی میگردد .دراین راستا انتظاریونسکو آن بوده که کلیه جوامعی که ازهرنوع تکنولوژی جدید بهره گیری مینمایند به این سطح از سواد (S.T.L. ) ارتقاء یابند .

 

حال بااین توصیف هرجند درغالب زمینه ها سوادعلمی تکنولوژیک(.S.T.L) درجامعه مانسبت به کشورهای پیشرفته تفاوت فاحش دارد اما بایداذعان  نمود که در زمینه تکنولوژی وب نگاری ( علیرغم نقص های پایه ای وپیش زمینه های مورد نیازآن که درمطلب قبل نیز مورد اشاره قرارگرفت)سوادعلمی تکنولوژیک (S.T.L.) درمحدوده زمانی بکارگیری آن توسعه در خورتوجهی داشته است .

 

براساس گزارشی که اخیرآ بی بی سی اعلام نموده رشد آماری وبلاگ نویسان ایران رتبه سوم جهانی ورتبه اول خاورمیانه را بخوداختصاص داده است .امانکته ای که درهمین گزارش نیز موردتوجه واقع گردیده محتوای این توسعه است که غالبا جنبه ارتباط افرادبخصوص نسل جوان راشامل میشود .علیرغم این نکته بسی جای امیدواری است  .

 

همچنین دریک بررسی اجمالی که ازتعدادی ازپایان نامه های دانشجویان علوم ارتباطات بعمل آمد غالبآ شروع وبلاگ نویسی درایران راازسال 1380 اعلام نموده اند که اولین وبلاگ رایکی ازدانشجویان دانشگاه صنعتی شریف بنام سلمان جریری درشهریورماه سال 1380بر روی صفحه اینترنت قرارداد .واکنون دراین فاصله زمانی توسعه وبلاگ نویسی بنحوی رشد چشمگیرداشته که (علیرغم مشکلات موجود درسایر زمینه های تکنولوژی نوین ) بنابه گزارش یکی از روزنامه های داخلی روزانه 75000 وبلاگ (یعنی درهرثانیه یک وبلاگ ) درعرصه اینترنت ظاهرمیگردد .که دراینجا جادارد ازاین پدیده بعنوان یک رنسانس اینترنتی بکمک قلم دیجیتالی  ویا(انقلاب نوشتاری درحوزه ثبت فرهنگهای مکتوب) یاد کرد .

 

در یک جمعبندی ازمبانی تحلیلی این رویکرد درنسل جدید میتوان بعنوان نتیجه گیری موضوع به موارد زیر اشاره نمود :

 

  1 - استفاده از این تکنولوژی شاخصه ای است ازنسل سوم که بعنوان وسیله ای برای ابرازوجود این نسل واقناع حس جمع پذیری که بخشی از هویت اجتماعی آنان را تشکیل می دهد .

 

2 -  بروز وظهورخلاقیت وخودشکوفائی جهت کشف توانائیهای بالقوه که (به تعبیرمازلو ) یکی از نیازهای اجتماعی انسان قلمداد میگردد .

 

3- ازاین پدیده (ظهوراهل قلم ازنوع مدرن آن ) میتوان بعنوان نوعی روزنامه نگاری نوین یاد کرد که درآن سردبیر و نویسنده ومدیر مسئول همان شخص وبلاگ نویس است واین مزیت را داراست که درآن ثبت نظرات ونقدهای خوانندگان بعنوان بازخورد یا فید بک به پویائی پدیده کمک می نماید

 

4- دامنه و وسعت محتوای پدیده دربرگیرنده حرفه های متعدد درمقوله نویسندگی میباشد که از یادداشتهای روزانه ونقل تجربیات شخصی تا  بروز زمینه های هنری ( عکس شعر و رمان ) وثبت وقایع تاریخی ونیز حوزه وسیع خبرنگاری درسطوح مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی ورزشی وتحلیل محتوای آنها را شامل میشود .

 

یاد آوری  : باید اذعان نمود که ظهورهریک ازپدیده های تکنولوژیکی درمراحل اولیه بکارگیری آن درجوامع جهان سوم تاحصول اهداف نهائی آن نیازمند گذر زمان است تا با پویائی فکری دست اندرکاران آن زمینه فرهنگ سازی بهینه آن صورت گرفته وبه مسیراعتدال هدایت گردد .در این رابطه میتوان در مواردی ازبکارگیری ادبیات نامآنوس وهزل وگاهآ هتاک وغیراخلاقی تابروز زمینه های شایعات وجوهای کاذب بدون استناد به منابع موثق ومطمئن اشاره نمود .

 

        به امید پویائی روزافزون این قلم نوین با هدایت قلم به دستان درعرصه دانائی نوین وهدفمند آن .  

 

 

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر محمدی در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 22:19 |


Powered By
BLOGFA.COM