
شبکه سوم صدا و سیما طی برنامه ای تحت عنوان « رو به فردا » اقدام به برگزاری مناظراتی با هدف نمایش برخورد آراء صاحبان اندیشه های مخالف نمود که پس از دو جلسه به دلیل عدم استقبال مخالفان مشی تک صدائی صداو سیما پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ناکام ماند که در اینجا ارتباط موضوع با بحث « ضرورت جامعه چند صدائی » و نیز همزمانی این بحث با ایام گرامیداشت سالگرد دهه فجر انقلاب اسلامی و یاد آوری آرمانهای اولیه انقلاب بهانه پرداختن ریشه ای به موضوع میگردد :
آنانیکه شعارهای اولیه انقلاب را که در قالب آرمانها و مواضع رهبر کبیر انقلاب و بر گرفته از خواسته های مردم بود به یاد دارند و یا از لابلای صفحات تاریخ مطالعه ویا شنیده اند به یاد می آورند که یکی از شعار های محوری و بنیادین انقلاب تحت عنوان « آزادی » در کنار دو مؤلفه مبنائی دیگر انقلاب اسلامی ایران یعنی «استقلال و جمهوری اسلامی » بود و اتخاذاین مواضع در واقع پاسخ به مشکلاتی بود که رژیم گذشته با ایجاد جامعه تک صدائی و در پوشش مرام تک حزبی بر مردم تحمیل نموده و بکمک جمیع رسانه های انحصاری فضا را به گونه ای آراسته بود که تنها صدای حاکمان شنیده می شد و هرگونه موضع و یا اعتراضی که در جهت خلاف مواضع حاکمیت اظهار میگردید وابسته به اجانب و از ناحیه ارتجاع سرخ و سیاه قلمداد میگردید و برای توجیه سیاسی و جامعه شناختی فضای حاکم نیز یک حزب حکومتی و انحصاری تحت عنوان « رستاخیز » تأسیس و بر افکار عمومی تحمیل گردید و صریحأ نیز به عموم مردم ابلاغ گردید که هرکس به این حزب نپیوندد و به عضویت آن در نیاید و یا در خصوص مواضع آن اما و اگر دارد میتواند از مملکت خارج گردد ...در چنین اوضاع و شرائطی ، آگاهان و روشنگران و مصلحین اجتماعی یا میبایست سکوت پیشه نموده و درکنج عزلت ، مأمن عافیت می طلبیدند و یا خودرا برای زندان و تبعید و ...یا خروج اجباری از کشور آماده می نمودند .
اما خروش انقلابی مردم و رهبری داهیانه معمار انقلاب این بن بست سیاسی رادرهم شکست و نوید رهائی و آزادی را در فضای انقلابی جامعه در دهه فجر انقلاب در سال 1357طنین انداز نمود .
حال مسئله ای که در شرائط و اوضاع و احوال کنونی خصوصاً ایام پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری ذهن همگان و آگاهان و دلسوزان این نظام و آب و خاک را به خود مشغول داشته این است که به بهانه پاره ای حرکت های ساختار شکنانه و از ناحیه معدود افرادی که دل در گرو دخالت بیگانگان در امور داخلی کشور را دارند آیا میتوان با سوء تدبیر ، موضوع را به قاطبه جمعیت مردم معترض به نتایج انتخابات تعمیم داد و گوهر گرانبهای « آزادی » را که ثمره مبارزات آزادیخواهانه ملت رشید ایران طی یک قرن گذشته است از آنان سلب نمود و خاطره تلخ جامعه تک صدائی قبل از انقلاب را دوباره در اذهان آنان زنده کرد و اصلاح طلبان واقعی را که طی سه دهه از عمر انقلاب در مناصب حساس و خطیر نظام و انقلاب ، وفا داری خویش را به اثبات رسانیده اند به عنوان عوامل اغتشاش و یا سران فتنه در بند و حصر قرار داد و اگر چنین اتهاماتی صحت داشته باشد چگونه میتوان اذهان مردم را که پشتوانه اصیل و بی بدیل انقلاب و نظام اند قانع نمود که طی سه دهه سکان اداره امور نظامشان به دست اغتشاشگران بوده است و در نقطه مقابل موضوع نیز چنانچه این گونه اتهامات صحت نداشته باشد آیا قرار دادن مدیران سه دهه گذشته در حصر و بند مدیران کنونی میتواند مایه افتخار و مباهات نظام اسلامی و یا هر نظام دیگری باشد ؟ فاعتبروا یا اولی الابصار ...!
پ.ن.: از جمله دلائل عدم حضور اصلاح طلبان در مناظرات صداو سیما را میتوان آزاد اندیشانه و بدور از غوغسالاریهای جوحاکم اعتراض به روند قیم مأبانه و تک صدائی صداو سیما در گذشته خصوصاً در ایام انتخابات و پس از آن و به بازی گرفتن شعور مردم ذکرنمود. حال که آسیبهای جبران ناپذیر این سوء تدابیر از جمله مخدوش نمودن اعتبار و کیان نظام روشن گردیده و بهانه به دست ضد انقلاب و دشمنان نظام و اسلام داده شده ، اندکی مروت و شجاعت اعتراف به قصور گذشته بسی عاقلانه و مؤثر تر بنظر میرسد تا جستجوی مقصر در طیف مخالفان .







.jpg)

